تبليغاتX
آشپزباشی آشپزخانه خدیجه سلطان

جامی در محفلی این شعر را می خواند :

بس که در جان فگار و چشم بیدارم توئی       هر که پیدا میشود از دور پندارم توئی

یکی گفت اگر خری پیدا شود چی ؟ جامی گفت باز پندارم توئی !!

نوشته شده توسط سرآشپز در شنبه 24 فروردین1387 |
همه دولت ها میگویند برای خدمت آمده ایم ولکن پدر ملت را در می آورند ایکاش دولتی سر کار بیاید و شهامت آن را داشته باشد که بگوید ما آمده ایم تا پدر شما را در بیاوریم اگر روزی همچو دولتی سر کار بیاید مطمئن باشید که خدمتگزار شما خواهد بود !!
نوشته شده توسط سرآشپز در یکشنبه 18 فروردین1387 |

مهمانان نوروزی آمدند خوردنی ها را خوردند باقیمانده را نیز در ظروف یکبار مصرف بردند اینک ما در حسرت آجیل های بر باد رفته و شیرینی های ته کشیده دست از هر کاری کشیده ایم و بی صبرانه منتظریم تا نحوست سیزده را نیز در کنیم اگر تا آن تاریخ نمردیم مطمئن باشید که خطر رفع شده و از حملات بی امان جان سالم به در برده ایم شما هم سلامت باشید و در امان !

نوشته شده توسط سرآشپز در شنبه 10 فروردین1387 |