واقعیتش اینست که این آش پزی هم برای ما دردسری شده است مخصوصا وقتی که می خواهیم رویش یک وجب روغن هم باشد ! اگر نپزیم که آشپز نیستیم اگر بپزیم تازه بهانه به دست عده ای آش ندیده آش نخورده می دهیم که کمان ملامت بر ما بکشند عده ای فشار خون دار بر زیادی نمکش بتازند و برخی بی نمک بر کمی نمکش بشورند تا آنجا که شورش را دربیاورند !!
راستش ما مانده ایم با این آش ندیده ها چه کنیم ولشان کنیم به همین خیالها باشند که درست نیست بیائیم آش مان را بار کنیم بارمان چنان سنگین میشود که توان کشیدن آن را نداریم بد جائی گیر کرده ایم نه راه پس داریم و نه راه پیش !! مانده ایم چنگ تا آنجا که دلمان هوس نواختن چنگ کرده است !! ( لطفا با جنگ اشتباه نکنید ) در هر حال فعلا اگر گازمان کم فشار است نه اینکه باب صرفه جوئی را باز کرده ایم بلکه گازیون فشار گاز ما را کم کرده اند علی الحساب تا اینجا داشته باشید تا ببینیم بعد چه میشود !؟
بالاخره یا این آش و آش پزی کار دست ما میدهد و یا اینکه ما کار دست آش میدهیم تا چشمش کور مجبور شود ماکارونی شود !!
ننه جون حال و حوصله برامون نمونده که دیگه آشپزی کنیم این روزها با وجود چیزبرگر و هات برگر و وغیره برگر کسی هم دیگر طالب آش نیست یعنی در واقع وضع و شرایط امروزی آش شله قلمکار شده ، پس آش بی آش و اما در مورد همبرگرها و وغیره برگرها که شده غذای روز !!
برگردیم به امروز ، واقعیتش امروز هم مثل روزهای قبل از دیروز و پریروز حال و هوائی برایمان نمانده است یعنی که شرایط روز ما را هوایی کرده است گاهی اوقات ناخود آگاه اعتراف می کنیم بعضی وقتها اعترافاتمون را پس می گیریم زمانی به زمانه لعنت می فرستیم و گاهی از گاهنامه عبرت می گیریم راستش روزگار عجیبی شده است ما که به روزگاران قدیم وابسته ایم و پیوسته ، از روزگار فعلی چیزی ندیدیم جز نکبت و فلاکت و مذمت و ملامت !! شما را دعا می کنیم که شرایط زمانه تان برگردد انشااله تا بختتان برگردد انشااله و وقتتان خوش گرددانشااله
در ضمن اگر هوس آش کردی فعلا خبری نیست به همین خیال باش تا .........!!
می گویند روزی " بهلول " با زنش مشاجره میکرد کار به داد و فریاد کشید زن بهلول با ناراحتی گفت :
خدایا گیر عجب الاغی افتاده ام !!
بهلول نیز خشمناک تر از وی پاسخ داد :
خودت گیر عجب الاغی افتاده ای !!
تا گفتیم دلمان برای آشی حسابی لک زده است همه آشپز شدند و چنان آش باران شده ایم که نگو و نپرس !! گویی همه آشپزان منتظر ما بودند تا دست بکار شوند و چنان آشی برای ما بپزند که تمام روغنها آنهم از تمام انواعش روی آن در جریان باشد تا نه تنها که ما بلکه مرغان جهان را نیز از طیران باز دارند !پس ما غافل بودیم و مشکل آشپز و آش نداشتیم و کار کار انگلیس بوده که چشمان ما را کم سو کرده بود تا دید ما را به مسایل روز کاهش دهد بنابراین ما وقتی میگوییم کار کار انگلیس است شما باور کنید قرار نیست که ما حتما دایی جان ناپلئون باشیم تا شما فرمایشات ما را قبول بفرمائید !!
توضیح : البته ما خودمان نیز از جرگه همان آشپزهای ته کشیده ایم که خودمان هم روی خودمان حساب نمیکنیم چه برسد به شما!!
ما که آشپزباشی آشپزخانه مبارکه خدیجه سلطان باشیم عمری برای همه آش پخته ایم آنهم آشی که یک وجب روغن رویش خودنمائی میکرده ولکن اینروزها در حالی که سه چهار ماهی به انتخابات ریاست جمهوری باقیمانده همه آشپز شده اند آنهم چه آشپزهای بی قواره بی تناسبی، یکی تا دیروز لبو می پخته ، آن یکی باقلا و این یکی کله پاچه آنهم نه پخت واقعی بلکه مشابه یعنی که به پر و پاچه می پیچیده اند !! ای دل غافل ما هر چه می کشیم از این آشپزهای ناقابل می کشیم که هنوز به مرحله آشپزی هم نرسیده اند که ما لااقل آش آنها را بچشیم و بگوئیم بی نمک است یا شور ، آش سرخه حصار است یا کشک !! خدا آخر عاقبت همه ما را با این آشپزان به خیر گرداند ، می گویند در یک تظاهرات خیابانی انتخاباتی که شعارهای زنده باد اکثر شرکت کنندگان فضا را پر کرده بود از شخص به ظاهر موقری پرسیدند که شما مع الوصفی که می خواهید رئیس جمهور شوید خیلی بی سر و صدا تشریف دارید و هیچگونه شعار زنده بادی نمی دهید طرف گفت می بخشید من با شعار «زنده باد» میانه چندان خوشی ندارم چون من یک «پزشک» هستم !!راستی نکند این غیرآشپزان ما هم که دم از آشپزی می زنند نه تنها که آشپز نیستند بلکه پزشک هم هستند !! البته بلا نسبت پزشکان واقعاً پزشک !
با احترام تمام به روح پر فتوح منوچهر احترامی ، در گذشت ایشان را به جامعه طنز کشور تسلیت میگویم
**********************************************************************
"آش شله قلمکار" از آش های خوشمزه آشپزخانه مبارکه ماست و ما مفتخر به داشتن تخصص و تبحر در پخت این نوع آش ویژه هستیم ! و علی الاصول این تخصص مربوط میشود به سوابق معجونی ما ! یک زمانی ما هر کاری بی نظم و نسق و بی رویه که انجام می دادیم میشد باب روز بعنی که مد روز یعنی که ما وارد حیطه "مدرنیته" می شدیم بدون اینکه سنت خود را فراموش کرده باشیم و این برداشت کشکی ما از مدرنیته و مدرنیسم باعث شد که در پخت آش کشک نیز خبره بشویم و در نهایت بشویم خدیجه سلطان سرآشپز مخصوص با کشکیات مخصوص باضافه آش شله قلمکار مخصوص !! البته شما این آشپزخانه ما را با آشپزخانه ناصرالدین شاهی اشتباه نگیرید که آن شاهانه بود و این درویشانه است و کاشانه ما کجا و بند و بساط پادشاهانه کجا !؟ آنچه که شما باید التفات داشته باشید اینست که وضعیت اقتصاد خانه و آشپزخانه ما که خدیجه سلطان باشیم "آش شله قلمکاریست" نه اینکه ما بگوئیم وضعیت اقتصاد بیرون از خانه ما نیز که همان مملکت ما باشد این چنینی است نه ما چنین نیتی نداریم ولی یواشکی بطوری که کسی نشنود شما بدانید که در واقع غیر از این نیست ولکن این قبیل امور اصلا بما مربوط نیست صلاح مملکت خویش خسروان دانند و صلاح آشپزخانه های خدیجه سلطانی را خدیجه سلطان ها !! می ماند تکلیف شما ، بعنوان خواننده ، شما نیز مختارید در هر دستگاهی که هوس کردید به خوانید خارج خواندن اشکالی ندارد مهم خواندن است !! بخوانید و ساز خود را نیز بزنید که در این آشفته بازار هر کسی ساز خود را می زند!!
جوان است و پرانرژی و جویای نام ، سریع و تند و شتابان پیش می تازد دوست دارد همه چیز اگر به سرعت او هم نباشد حداقل کمتر از او نیز نشود می خواهد وارد سایت " زمان " شود زمان را خوابیده می بیند و حرکت صفر است به زمین و زمان ناسزا می گوید هم به خودش نیز !! دیروز نیز ارتباط با شبکه قطع بود با خودش زمزمه میکند یکروز ارتباط شبکه قطع است یکروز ارتباط دهنده خواب است یکروز برق به مرخصی میرود و در مجموع اینترنت در ایران لنگ است مع الوصف لنگی ، شب و روز بین فیلترها و فیلترشکن ها جنگ است تا کدامین حرف اول را بزند !
صحبت از سایت های انحرافی است در حالیکه هیچ منحرفی نمی تواند وارد آنها شود ! صحبت از معتادین و قاچاقچیان و منحرفینی است که حتماً این پدرسوخته اینترنت آنها را معتاد و قاچاقچی و منحرف کرده است ! اینهمه تهمت و ناسزا به زبان بسته ای که نه زبانش را می دانیم نه قدر و مرتبت آن را ! و مدام اُم الفسادش می خوانیم روا نیست به پویندگان و جویندگان و رهروان این شاهراه قرن فرمان ایست ندهیم که این راه ایست ناپذیر است !! همین